<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>مجمع دیوانگان</title>
	<atom:link href="http://divanesara.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://divanesara.wordpress.com</link>
	<description>مجمع دیوانگان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 12 Mar 2011 17:09:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='divanesara.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>مجمع دیوانگان</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://divanesara.wordpress.com/osd.xml" title="مجمع دیوانگان" />
	<atom:link rel='hub' href='http://divanesara.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>&gt;یک ماه فرصت برای هرکس که قدر آن را بداند</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/12/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%b1%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/12/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%b1%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 11:22:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/12/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%b1%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af</guid>
		<description><![CDATA[&#62; روزهای پایان سال به صورت سنتی در میان ایرانیان روزهای نیمه تعطیل محسوب می‌شود. از کلاس‌های درس مدرسه و دانشگاه گرفته تا فعالیت ادارات و شرکت‌ها، همه تحت تاثیر نزدیک شدن به تعطیلات نوروزی قرار می‌گیرند. به باور من روند حرکتی جنبش سبز نیز از این قاعده مستثنی نیست و فعل و انفعالات اعتراضی&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/12/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%b1%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1812&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div align="justify">روزهای پایان سال به صورت سنتی در میان ایرانیان روزهای نیمه تعطیل محسوب می‌شود. از کلاس‌های درس مدرسه و دانشگاه گرفته تا فعالیت ادارات و شرکت‌ها، همه تحت تاثیر نزدیک شدن به تعطیلات نوروزی قرار می‌گیرند. به باور من روند حرکتی جنبش سبز نیز از این قاعده مستثنی نیست و فعل و انفعالات اعتراضی در کشور برای مدت تقریبی یک ماه به حالت تعلیق در خواهد آمد. این فرصتی است که طرفین دعوای حاکمیت با معترضین می‌توانند به صورت برابر از آن استفاده کنند. پیروز کسی است که قدر این فرصت را بهتر بداند.</p>
<p>برای اردوگاه حاکمیت من دو سناریوی کلی را می‌توانم تصور کنم. سناریوی نخست تعدیل در مواضع سرکوب و گرایش به سمت گفت و گو با منتقدین میانه رو است. اگر با گذشت دو سال از کودتای انتخاباتی، نظام متقاعد شده باشد که ادامه روند موجود غیرممکن خواهد بود، یک ماهه پیش رو بهترین فرصت خواهد بود تا بخشی از اقدامات خود را جبران کرده و نظر مساعد دایره گسترده‌تری را به خود جلب کند. آزادی شماری از زندانیان سیاسی به بهانه نوروز، حساب‌رسی از قانون شکنی‌های بی‌حد و مرز دولتی و باز گذاشتن دست طیف میانه رو در داخل مجلس می‌تواند مقدمات چنین چرخش مواضعی را رقم بزند. با این حال ناگفته پیداست که این سناریو چندان محتمل به نظر نمی‌رسد چرا که تا کنون هیچ گونه نشانه قابل اتکایی از عقلانیت در عملکرد حاکمیت مشاهده نشده و تنها برون‌داد آن پافشاری هرچه بیشتر بر تمامیت خواهی، قانون شکنی‌های رو به افزایش و سرکوب بیشتر بوده است. در حالت عادی با روند کنونی این سناریو باید به صورت کامل از دستور کار حذف می‌شد، اما آنچه من را وا داشته تا به صورت یک احتمال ناچیز این گزینه را مورد بررسی قرار دهم سابقه عملکرد نظام در مذاکرات بین المللی است. به یاد داریم که در جریان مذاکرات هسته‌ای، حاکمیت عادت داشته است از فرصت‌های طبیعی و قابل پیش‌بینی استفاده نکند و درست در زمانی که همه طرف‌های مذاکره قانع شده‌اند که هیچ امیدی به پیشرفت نیست، به ناگاه امتیازات عجیب و غریبی به طرف مقابل بدهد. البته این عملکرد در سیاست خارجه تابع شرایط کاملا متفاوتی است که شاید چندان به سیاست داخلی قابل تعمیم نباشد، اما همچنان من امیدوارم که بتوان به عنوان یک کور سوی امید بدان دل بست.</p>
<p>سناریوی دوم پیش روی حاکمیت، تلاش برای حفظ مواضع کنونی و تقویت پایگاه لرزان مشروعیتش است. طی دو سال گذشته، تنها استراتژی منسجم حاکمیت در برخورد با بحران اعتراضات، تخریب مخالفین بوده است. در واقع حاکمیت بجز تلاش برای سلب مشروعیت از مخالفین خود، هیچ اقدام ایجابی برای تایید و یا تقویت پایگاه متزلزل خود به نمایش در نیاورده است. این استراتژی تخریب رقیب شاید بتواند در کوتاه مدت موثر افتاده و برای حاکمیت زمان بیشتری بخرد، اما بدون تردید در طولانی مدت کافی نخواهد بود و سرانجام کارکردش را از دست می‌دهد. اشاره من، بیش از آنکه به جنبه سیاسی اختلافات باشد، ناظر به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است. بیکاری رو به افزایش، تورم کمر شکن و البته حذف یارانه‌هایی که به مرور نارضایتی‌های خود را نشان می‌دهد. بدین ترتیب حاکمیت نه تنها برای تثبیت خود سیاستی ایجابی در پیش نگرفته، که در عمل خود به یکی از عوامل تضعیف بنیان‌هایش بدل شده است. جبران این وضعیت تنها با یک تغییر سیاست اساسی در عملکرد خودسرانه دولت عملی خواهد بود تا تصمیمات یک شبه و لجوجانه دولتمردان با سیاست‌های کارشناسانه پارلمانی جایگزین شود. با این حال اراده مستبدانه رییس دولت کودتا، حمایت‌های بی‌قید و شرط راس نظام از وی و وابستگی بیش از اندازه حاضران در مجلس فرمایشی خوش بینی نسبت به موفقیت این سناریو را هم کاهش می‌دهد. به صورت خلاصه، من راه نجات خارق العاده‌ای پیش روی نظام نمی‌بینم. اما این فقط یک سوی ماجراست.</p>
<p>مخالفان وضعیت کنونی کشور نیز به مانند حاکمیت با یک ماه فرصت استثنایی مواجه هستند. برای این گروه من سه منش متفاوت قایل هستم. نخستین منش، متعلق به گروه اقلیتی است که البته دسترسی قابل توجهی به رسانه دارد و به همین پشتوانه تا کنون توانسته است به بقای خود ادامه دهد. مشکل اساسی این گروه نداشتن یک استراتژی ایجابی است. البته در شرایطی که شاهد بزرگترین اجتماع تاریخی در میان بی‌برنامه‌ها هستیم که گستره آن از داخل حاکمیت تا افراطی‌ترین مخالفان کشیده می‌شود، این نکته چندان عجیب نیست. با این حال آنچه این منش را برای من متمایز می‌سازد، مواضع سلبی تفرقه افکنانه این گروه است. در واقع این جماعت بسیار بیشتر از آنکه حاکمیت و اقدامات سرکوبگرانه و غیرقانونی آن را نقد کنند، حملات خود را متوجه دیگر طیف‌های مخالف می‌سازند. گویی حیات اینان تنها در نبود دیگر معترضان تثبیت خواهد شد. بارزترین نشانه‌های این گروه حملات مداوم به آنچه «اصلاح طلبان حکومتی» می‌خوانند است. از این دایره که فراتر روند گاه و بی‌گاه سیدمحمد خاتمی را در مرکز اتهامات قرار می‌دهند و اگر از این گزینه هم خسته شوند، محض خالی نبودن عریضه به سراغ هاشمی رفسنجانی می‌روند. مراجع تقلید، طیف‌های میانه روی جنبش و برخی چهره‌های شاخص دیگر، گزینه‌های بعدی برای تخریب هستند. این دست عملکرد اساسا نقد پذیر نیست و من فقط می‌توانم خوش بین باقی بمانم که با توجه به گسترش آگاهی در جنش، این منش روز به روز مهجورتر شده تبعات منفی آن کاهش پیدا کند. در غیر اینصورت نتیجه نهایی چیزی جز تضعیف اردوگاه مخالفان و خارج شدن حاکمیت از زیر بار فشار نخواهد بود.</p>
<p>منش دوم که شاید بی‌شباهت به منش نخست نباشد، منش افشاگری علیه حاکمیت است. منشی که با تعبیری خاص از «آگاهی بخشی» از نخستین روزهای شکل گیری جنبش در دستور کار قرار گرفت و همچنان هم ادامه دارد. از اطلاع رسانی در مورد جنایات و فجایع دستگاه سرکوب گرفته تا تشریح عمق فساد اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور، همه ابعادی از این منش مخالفین است. این استراتژی سلبی، برخلاف نمونه مشابهی که حاکمیت در برخورد با مخالفانش در دستور کار خود قرار داده کارآیی بسیاری دارد. یعنی همان سیاستی که برای حاکمیت مستقر کارآیی ندارد، برای مخالفان آن می‌تواند بسیار مناسب باشد و سبب ریزش مداوم نیروهای حاکمیت و تزتزل روزافزون پایگاه مشروعیت آن شود. با این حال این منش هرچند می‌تواند لازم قلمداد شود، اما به هیچ وجه کافی نیست.</p>
<p>منش سوم سیاستی است که شاید بتوان ادعا کرد تا کنون در جنبش سبز شاهد آن نبوده‌ایم. استراتژی برنامه‌ریزی مدون برای پیشبرد اهداف، طرح مطالبات و البته راهکارهای عملی و اعتراضی. طی دو سال گذشته در این زمینه همه چیز به ابتکارهای شخصی فعالان سبز و در نهایت راهپیمایی‌های اعتراضی واگذار شده بود. سیاستی که در جای خود دستاوردهایی هم به دنبال داشت اما در نهایت نتوانست کار را یکسره کرده و مخالفین را به اهداف خود برساند. حتی می‌توان ادعا کرد که گاهی شتاب گرفتن سیر حوادث، به همان میزان که حاکمیت را تحت فشار قرار می‌داد، مخالفین را هم سردرگم و بی‌برنامه می‌کرد. اکنون و به گمان من برای نخستین بار هسته‌ای منسجم در میان مخالفان شکل گرفته است که هم به مدد تجربه به ضرورت سازماندهی این منش پی برده است و هم نشانه هایی قابل قبول از عقلانیت و درایت بروز داده که کاملا امیدوار کننده است. تشریح جزییات این نشانه‌ها را در این شرایط عقلانی نمی‌دانم. تنها می‌توانم به صورت شخصی به شواهدی که کسب کرده‌ام خوشبین باشم و ابراز امیدواری کنم که با پایان یافتن تعطیلات نوروزی و به فراخور آغاز فعالیت در سال جدید، جنبش سبز نیز طرح جدیدی از پی گیری اعتراضات خود را به نمایش بگذارد که فراگیرتر، کم هزینه‌تر و در عین حال کارآمدتر خواهد بود. </p></div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1812/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1812/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1812&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/12/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%b1%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;نگاهی به نمایش «ابرهای پشت حنجره»</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%c2%ab%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%ad%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87%c2%bb/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%c2%ab%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%ad%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87%c2%bb/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Mar 2011 18:01:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیاتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%c2%ab%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%ad%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87%c2%bb</guid>
		<description><![CDATA[&#62; عاشقانه های شاعر روی صحنه فدریکو گارسیا لورکا یک «انقلابی شهید» نیست. او «شاعر شهید» است. در نقطه تداخل لورکا، شعر، انقلاب را شکست می‌دهد و من لورکا را به همین دلیل دوست دارم. «ابرهای پشت حنجره» تصویری است از کشاکش و به هم پیوستگی عشق و مبارزه. اینجا ما با دو تصویر از&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%c2%ab%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%ad%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87%c2%bb/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1811&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;<a href="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXe6DiayiVI/AAAAAAAABI8/rDAkG-ApBHE/Abrhaye%20poshte%20hanjereh.jpg"><img alt="" src="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXe6DiayiVI/AAAAAAAABI8/rDAkG-ApBHE/Abrhaye%20poshte%20hanjereh.jpg" border="0" /></a>
<div align="center"><span style="font-size:130%;"><strong>عاشقانه های شاعر روی صحنه</strong></span></div>
<p>
<div align="center"></div>
<div align="justify"></div>
<div align="justify">فدریکو گارسیا لورکا یک «انقلابی شهید» نیست. او «شاعر شهید» است. در نقطه تداخل لورکا، شعر، انقلاب را شکست می‌دهد و من لورکا را به همین دلیل دوست دارم.</p>
<p>«ابرهای پشت حنجره» تصویری است از کشاکش و به هم پیوستگی عشق و مبارزه. اینجا ما با دو تصویر از مردم مواجه هستیم. آنان که مبارزه را می‌خواهند برای زندگی و آنانی که زندگی را می‌خواهند برای عشق ورزیدن. لورکای بی‌رحم در به تصویر کشیدن این جدال به هیچ وجه جانب بی‌طرفی را نگه نمی‌دارد. او آشکارا عاشق زندگی است. او زندگی را و مبارزه را و آزادی را همه برای یک هدف می‌خواهد: عشق.</p>
<p>- ما برای چی داریم می‌جنگیم<br />- برای آزادی<br />- دوستش ندارم بدون تو<br />(از متن نمایش‌نامه)</p>
<p>لورکا ترسو است، اگر در حقیرانه‌ترین تفسیر خود، مفهوم ترس را به پرهیز از مرگ و شیفتگی به زندگی خلاصه کنیم. لورکا ترسو است و من هم شیفته چنین ترس عاشقانه‌ای هستم که زندگی را با تمام وجود فریاد می‌زند. با این حال ‌ای بسا که حتی با چنین ترسی هم چاره‌ای جز انتخاب مرگ نماند؛ آنگونه که برای لورکا نماند. زندگی دوست داشتنی است، اما معنایش تنها در زنده بودن خلاصه نمی‌شود. گاه باید مرد تا زندگی کرد. به مانند لورکا که شاعر شهید شد تا ابدی شود.</p>
<p>قهرمان داستان «ابرهای پشت حنجره» انقلابی سرشناس و مبارزی که توجه تمام کشور را به خود جلب کرده نیست. قهرمان داستان حتی آن عاشق دلسوخته هم نیست که برای خاطر معشوق سر از لاک خود بیرون می‌آورد و برخلاف منش همیشگی جانش را به خطر می‌اندازد. قهرمان لورکا تنها شخصیتی است که دیوانه وار عاشق زندگی است. عاشق عشق ورزیدن است. اهل بازی‌های بزرگ نیست. زندگی را در مبارزه برای آزادی خلاصه نمی‌داند. اصلا آزادی را بدون عشق نمی‌خواهد. اما درست در لحظه نهایی، آنجا که همه چیز فرو پاشیده، امیدهایش ناامید شده و طعم خیانت را زیر زبانش چشیده، به ناگاه گویی علیه همه چیز سر به طغیان بر می‌دارد. به دور سرسام‌آور فساد و تباهی و خیانت و ابتذال در زندگی «نه» می‌گوید و با مرگ خود نشان می‌دهد که زندگی هنوز نمرده است. قهرمان داستان، خودِ خودِ لورکاست؛ «لورکای پیش‌گو»، که مرگ «لورکای شاعر» را سال‌ها پیشتر به تصویر می‌کشد.</p>
<p>«ابرهای پشت حنجره» برای زندگی این روزهای ما حرف‌های بسیاری دارد. شیرین، تلخ، شنیدنی و قابل تامل.</p>
<p><strong>پی نوشت:<br /></strong>من از هر نظر «ابرهای پشت حنجره» را دوست داشتم. به عادت همیشگی می‌خواستم اینجا از خیلی جزییات حرف بزنم. از دکور نمایش. از بازی‌ها و انتقادی که از به دیالوگ خوانی «مهدی پاکدل» عزیز دارم. با این حال ترجیح می‌دهم از این نمایش چیز بیشتری ننویسم. نمی‌خواهم طعم شیرینش را زیر زبان خودم تلخ کنم. «ابرهای پشت پنجره» برای من یک احساس خیلی خوب بود و تلاش می‌کنم این احساس را به همین شکل که هست نگه دارم. </div>
<div align="justify">نگاهی دیگر به نمایش را از <a href="http://theater.ir/fa/reviews.php?id=22734">اینجا بخوانید</a> و مجموعه‌ای از تصاویر آن را <a href="http://theater.ir/fa/photo_report.php?cat=977">از اینجا ببینید</a>. </div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1811/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1811/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1811&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%c2%ab%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%ad%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87%c2%bb/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXe6DiayiVI/AAAAAAAABI8/rDAkG-ApBHE/Abrhaye%20poshte%20hanjereh.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>&gt;به هرگونه تبعیض «نه» بگویید</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6-%c2%ab%d9%86%d9%87%c2%bb-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6-%c2%ab%d9%86%d9%87%c2%bb-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Mar 2011 10:21:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[همه حقوق برای همه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6-%c2%ab%d9%86%d9%87%c2%bb-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af</guid>
		<description><![CDATA[&#62; اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده۲: «هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6-%c2%ab%d9%86%d9%87%c2%bb-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1810&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div style="text-align:justify;"><a href="http://www.youthforhumanrights.org/downloads/quicktime/YHRI_Human_Right_02.mov">اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده۲:</a> «هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. گواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد».</p>
<p><span style="font-weight:bold;">اصولی از قانون اساسی که این ماده را تایید می کنند:</span></p>
<p>- <a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B3">اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی</a> در تشریح وظایف دولت 16 مورد را نام می برد. در بند نهم از این موارد می خوانیم: «<span style="color:rgb(51,51,255);">رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‏های مادی و معنوی</span>». این بند از معدود مواردی است که قانون اساسی قید «همه» را بدون پیش شرط های اسلامی به کار می برد و برای هیچ گونه اقلیتی استثنا قایل نمی شود.</p>
<p>- <a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B9_-_.D8.A8.D8.B1.D8.A7.D8.A8.D8.B1.DB.8C_.D9.82.D9.88.D9.85.DB.8C">اصل ۱۹ قانون اساسی</a>، اصل برابری قومی نام دارد. در این اصل می خوانیم: «<span style="color:rgb(51,51,255);">مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود</span>».</p>
<p><span style="font-weight:bold;">اصولی از قانون اساسی که این ماده را نقض می کنند:</span></p>
<p>ناگفته پیداست که با تاکید فراوان قانون اساسی جمهوری اسلامی، بر «اسلامیت» نظام، خواه ناخواه مسلمانان در کشور ما شهروندان درجه یک محسوب شده و نسبت به دیگر شهروندان از مزیت های بسیاری برخوردار هستند. با این حال اگر بخواهیم به موارد مشخصی که این اختلافات را نشان می دهد اشاره کنیم می توان از مواد زیر یاد کرد:</p>
<p>- <a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B2">اصل ۱۲ قانون </a>به مذاهب رسمی کشور تعلق دارد: «<span style="color:rgb(51,51,255);">دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی‌عشری است و این اصل الی‏الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‏ها رسمیت دارند و در هر منطقه‏ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب</span>». طبیعی است که با توجه به این اصل اولا مسلمانان شیعه مذهب با اختلاف نسبت به دیگر شهروندان در صدر قرار گرفته اند و حکومت به صورت «الی الابد» و «غیرقابل تغییر» به آن ها واگذار شده است. از این گذشته، از میان دیگر فرقه های اسلامی تنها پنج فرقه به رسمیت شناخته شده اند و از باقی گرایش ها خبری نیست.</p>
<p>- <a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B1.DB.B3_-_.D8.B1.D8.B3.D9.85.DB.8C.D8.AA_.D8.A7.D9.82.D9.84.DB.8C.D8.AA.E2.80.8C.D9.87.D8.A7">اصل 13 قانون اساسی</a> «رسمیت اقلیت‌ها» نام دارد: «<span style="color:rgb(51,51,255);">ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته می‏شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند</span>». بنابر صراحت این اصل، دیگر ادیان برای رسیدگی به احوال شخصیه و تعلیمات خود آزاد نیستند.</p>
<p>- همان گونه که قابل مشاهده است، ماده دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر در رد هرگونه تبعیض، به تبعیض جنسیتی هم اشاره دارد. با این حال قانون اساسی جمهوری اسلامی هرگونه رد تبعیض جنسیتی میان مردام و زنان ایرانی را تنها منوط به «موازین اسلامی» می داند. برای نمونه در اصل 20 قانون که اصل «یکسانی زن و مرد طبق اسلام» نام دارد می خوانیم: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند». طبیعی است که با استناد به این بند، تمامی تبعیض هایی که دین اسلام میان زن و مرد قایل است به قانون اساسی کشور ما نیز راه می یابد.</p>
<p><span style="font-weight:bold;">پی نوشت:</span><br />برای پی گیری مجموعه یادداشت هایی که به بررسی ظرفیت های اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر در قانون اساسی جمهوری اسلامی می پردازند به بخش «<a href="http://divanesara2.blogspot.com/search/label/%D9%87%D9%85%D9%87%20%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D9%87%D9%85%D9%87">همه حقوق برای همه</a>» مراجعه کنید.</div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1810/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1810/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1810&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/09/%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6-%c2%ab%d9%86%d9%87%c2%bb-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
<enclosure url="http://www.youthforhumanrights.org/downloads/quicktime/YHRI_Human_Right_02.mov" length="0" type="video/quicktime" />
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;اصلاح یا انقلاب، دعوایی بر سر عناوین مبهم</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/08/%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%85/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/08/%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Mar 2011 10:10:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[نوشتار]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/08/%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%85</guid>
		<description><![CDATA[&#62; بیش از 100 سال است که در کشور ما از «انقلاب مشروطه» نام برده می‌شود. روی‌دادی که گویا بر سر همه چیز آن اختلاف نظر وجود دارد بجز بر سر ماهیتش: «انقلاب». صفت انقلاب در حالی به رخ‌داد مشروطیت اطلاق می‌شود که به دنبال آن نه تنها سلسله قاجار، که حتی پادشاه وقت نیز&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/08/%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%85/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1809&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div dir="rtl" align="justify"></div>
<p align="justify">بیش از 100 سال است که در کشور ما از «انقلاب مشروطه» نام برده می‌شود. روی‌دادی که گویا بر سر همه چیز آن اختلاف نظر وجود دارد بجز بر سر ماهیتش: «انقلاب». صفت انقلاب در حالی به رخ‌داد مشروطیت اطلاق می‌شود که به دنبال آن نه تنها سلسله قاجار، که حتی پادشاه وقت نیز تغییر نکرد. انقلاب به امضای شخص شاه رسمیت یافت و حتی پس از مرگ او، ضمن حفظ سلسله قاجار، حکومت موروثی وی نیز همچنان پابرجا ماند. رخ‌دادهای خونین بعدی که به برکناری محمدعلی شاه منجر شد ارتباطی با پیروزی انقلاب مشروطه نداشتند. یعنی اگر محمدعلی شاه مستبدانه اصول مشروطیت را زیر پا نمی‌گذاشت، ای بسا تا پایان عمر بر اریکه قدرت باقی می‌ماند و سلسله قاجار نیز هیچ‌گاه متلاشی نمی‌شد. حال پرسش من این است: چرا هیچ کس رخ داد مشروطه را «اصلاحات» نمی‌نامد؟</p>
<p>مدت‌هاست که در فضای غیرآکادمیک کشور، از ترکیب «اصلاح‌طلبان» به عنوان اسم خاصی برای خطاب قرار دادن چند حزب و گروه مشخص استفاده می‌شود. گروه‌هایی که در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بخشی از ارکان قدرت کشور را در اختیار قرار گرفتند. طبیعی است با این نگاه غیرعلمی، عمر اصلاحات در ایران به نیمه دهه هفتاد شمسی باز می‌گردد و باز هم عجیب نیست که گروهی مدام تکرار کنند «اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی با روی کار آمدن احمدی نژاد پایان یافت». اگر نخواهیم لجوجانه بر مفاهیم واژگان پافشاری کنیم، می‌توانیم چنین کاربردهای غیرعلمی اما رایجی را به رسمیت بشناسیم. اما مشکل زمانی بحرانی می‌شود که گروهی همچنان بخواهند با نگاه علمی و آکادمیک شرایط روز را تحلیل کنند و در کلام خود از ادبیات دانشگاهی استفاده کنند. آنگاه است که میان مخاطب عامی که به ادبیات رایج عادت کرده و مخاطب خاصی که با تعاریف علمی واژگان آشنایی دارد سوءتفاهم هایی ایجاد می‌شود که شکافی گسترده و حتی بحرانی را ایجاد می‌کند. برای نمونه کافی است بدانیم صاحب نظران دانشگاهی، سرآغاز اصلاح‌طلبی مدرن در ایران را سال‌ها پیش از «امیرکبیر» و احتمالا در دوران «عباس میرزا» جست و جو می‌کنند. یعنی نزدیک به دو قرن اختلاف با تصور رایج!</p>
<p>عطاءالله مهاجرانی در تحلیل منشور جنبش سبز پرسش آشنایی را مطرح می‌کند: «<span style="color:#3333ff;">سوالی که مطرح است این که ما و ملت ما و جنبش سبز در این دو راهی، راه اصلاح رو انتخاب می‌کنیم و یا راه انقلاب را؟</span>» <a href="http://sahamnews.org/2011/03/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%81%d8%b1%d8%ae-%d9%86%da%af%d9%87/">(از اینجا بخوانید</a>) در نگاه نخست پرسشی رایج و بحثی روزمره است، اما به باور من آنچنان ابهام آمیز است که به اندازه طول عمر جنبش سبز سبب کژفهمی شده. مهاجرانی با استناد به منشور جنبش سبز، راه پیش روی جنبش را مسیر «اصلاح‌طلبی» می‌داند. من در کاربرد این واژه با ایشان موافقم و گمان می‌کنم هر دوی ما بر اساس منشور سبز، حق داریم این منش را منش اصلی و محوری جنبش بخوانیم. با این حال گروه دیگری هم هستند که حق دارند بپرسند «مرز این اصلاح طلبی تا کجاست؟ جنس آن از کدام دست است؟ آیا خواستار تکرار اصلاح‌طلبی مشروطه خواهان هستیم؟ یا به دوران هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی می‌اندیشیم؟»</p>
<p>در ادامه آقای مهاجرانی به واژه «رفلوشن» یا انقلاب اصلاحی اشاره می‌کنند*. به گمان من این واژه توصیف مناسبی برای رخ‌دادی شبیه مشروطه ایرانی است. رخدادی که در باطن خود یک انقلاب تمام عیار بود، اما در پوسته‌اش شباهت بسیار زیادی به یک اصلاحات حکومتی داشت. متاسفانه مهاجرانی مشخص نمی‌کند آیا اصلاح‌طلبی مورد نظرش چیزی شبیه همین «رفلوشن» است یا نه. او تنها انقلاب مردود در دیدگاه خود را شرح می دهد: «<span style="color:#3333ff;">راه انقلابی یعنی تغییر نظام و تغییر قانون اساسی، تغییر حاکمان از صدر تا هرجایی که ضرورت پیدا کند</span>».</p>
<p>من برخلاف مسیر اصلاح‌طلبی، در مورد «راه انقلابی» چندان با آقای مهاجرانی هم‌رای نیستم. در هر یک از کشورهای پیشرفته جهان به صورت کاملا دموکراتیک، اصلاح‌طلبانه و بدون خشونت امکان دارد «نظام سیاسی عوض شود»، «قانون اساسی تغییر پیدا کند» و «حاکمان از صدر تا به هرجایی که ضرورت پیدا کند» برکنار شوند. پس معیارهای آقای مهاجرانی برای توصیف انقلاب چندان جامع و مانع نیستند. جامع نیستند چرا که با این تعریف انقلاب مشروطه که در آن تقریبا هیچ یک از حاکمان عوض نشدند دیگر یک انقلاب نخواهد بود. مانع نیز نخواهد بود چرا که هرگونه تغییرات اساسی دموکراتیک را هم به جرگه انقلاب‌ها خواهد افزود. به باور من در توصیف مهاجرانی، جای پارامترهای حیاتی یک انقلاب خالی است. پارامترهایی نظیر شدت تغییرات، شیوه رخ دادن آن‌ها و از همه مهم‌تر، فضای ملتهب و پریشانی که به «شرایط انقلابی» مشهور است.</p>
<p>انقلابی که من و بسیاری همچون من از آن پرهیز می‌کنیم تغییرات بنیادین در ساختار یک حاکمیت پوسیده نیست، بلکه اقداماتی خشونت‌بار، شتاب‌زده و نسنجیده، آن هم در شرایطی آشفته، ملتهب و احساسی است. فراموش نکنیم در شرایطی اینچنینی بود که قانون اساسی جمهوری اسلامی به همه‌پرسی گذاشته شد و همین التهاب جامعه سبب شد تا کمتر کسی فرصت سنجش منطقی مفاد آن را داشته باشد. در واقع نارضایتی امروزین ما از پدرانی که به چنین قانونی رای «آری» دادند، بیشتر معطوف به کسانی است که در آن فضای ملتهب سیاسی از مردم خواستند تمامی آینده، سرنوشت، اهداف، مطالبات و آرمان‌های خود را بر دو واژه «آری» یا «نه» سوار کنند. با این حال این بدان معنا نیست که این شیوه «اصلاح‌طلبی» تنها در «حفظ نظام سیاسی موجود» خلاصه شود. البته اگر کسی بخواهد برای این «نظام سیاسی» هم تعریف عجیب و غریب جدیدی پیدا کند که با هر تغییری هماهنگ باشد مسئله‌ای نیست، اما برداشت فعلی من از منشور جنبش سبز چیز دیگری است.</p>
<p>بارها و بارها از میرحسین موسوی شنیده‌ایم که او نیز به عنوان اصلی‌ترین نگارنده منشور جنبش، قانون اساسی را «وحی منزل» نمی‌داند. این بدان معناست که اگر در روند دست‌یابی به مطالبات مردمی به سدی از درون قانون اساسی برخورد کردیم، بدون تردید باید آن را مطابق با خواست مردم تغییر دهیم. فراموش نکنیم از اساس مفهومی به نام «قانون» چیزی بجز توافقی جمعی میان افراد یک جامعه و یا میان مردم با حاکمیت نیست. (دو برداشت عامیانه بر پایه دو تعریف کلاسیک از قانون) پس من هیچ تردیدی ندارم چه منشور جنبش سبز را سرلوحه خود قرار دهیم، چه میرحسین را فصل‌الخطاب جنبش بخوانیم، در هیچ حالتی به مشکل نهایی قانون اساسی برخورد نخواهیم کرد، تمام اختلافات می‌تواند در شیوه رسیدن به هدف خلاصه شود.</p>
<p>از سوی دیگر دوستانی هم که اصلاح‌طلبان را به تلاش برای نزدیکی به حاکمیت و صحه گذاشتن بر مشروعیت نظریه «ولایت مطلقه فقیه» متهم می‌کنند باید در نظر بگیرند که تنها راه اصلاح‌طلبی، ساده‌ترین و پیش‌ پا افتاده‌ترین شیوه آن، یعنی اصلاحات از بالا (اصلاحات درون حاکمیت و یا پارلمان‌تاریستی) نیست. لزومی ندارد به تاریخ معاصر مراجعه کنیم تا دریابیم که این کشور بیش از 150 سال پیشینه اصلاحات از بیرون حاکمیت دارد. کافی است به یاد بیاوریم حتی سیدمحمدخاتمی هم زمانی که پیش شرط‌های خود برای حضور در انتخابات بعدی را اعلام کرد، عملا نشان داد که از پیشبرد اصلاحات، با استراتژی پارلمانی پیشین ناامید شده و ناچار است پیش از اتخاذ یک استراتژی جدید با حاکمیت اتمام حجت کند.</p>
<p>به باور من، تداوم جلسات بحث و گفت و گو، نظیر آنچه آقایان مهاجرانی و نگهدار برگزار کردند می‌تواند به شفافیت فضا و رفع ابهامات کمک بسیاری کند. با این حال نداوم چنین جلساتی و کاهش فضای ملتهب و نگاه سیاه و سفید، لازم و ملزوم همدیگر هستند. یعنی اگر ما بخواهیم به هرگونه اظهار نظری در این جلسات هجمه‌ای تبلیغاتی انجام دهیم، طبیعی است که روز به روز صاحب‌نظران را نسبت به طرح دیدگاه‌هایشان بی‌میل‌تر خواهیم کرد. مسیری که در نهایت بجز گسترش سایه ابهام به تمامی جنبش نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت که دود آن به چشم همه ما خواهد رفت.</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong><br />* البته من بر خلاف ایشان گمان نمی‌کنم که «نویسنده گاردین» نخستین کسی بوده که از واژه «رفلوشن» استفاده کرده است</p>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1809/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1809/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1809&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/08/%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d8%af%d8%b9%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d9%86%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%86-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;به بهانه سخنان اخیر مهاجرانی: یادآوری اخلاق سبز</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/07/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/07/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Mar 2011 07:58:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/07/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c</guid>
		<description><![CDATA[&#62; هیچ نیازی نبود که سیلی از توهین و تهمت روانه وزیر فرهنگ دولت اصلاحات شود تا نظر من را به جلسه سخنرانی مشترک او با «فرخ نگهدار» جلب کند. (گزارشی نسبتا کامل از ماجرای جلسه را از اینجا بخوانید) سخنان آقای مهاجرانی همیشه ارزش شنیدن دارند؛ چه رسد به زمانی که در کنار «فرخ&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/07/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1808&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div dir="rtl" align="justify"></div>
<p align="justify">هیچ نیازی نبود که سیلی از توهین و تهمت روانه وزیر فرهنگ دولت اصلاحات شود تا نظر من را به جلسه سخنرانی مشترک او با «فرخ نگهدار» جلب کند. (گزارشی نسبتا کامل از ماجرای جلسه را <a href="http://sahamnews.org/2011/03/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%81%d8%b1%d8%ae-%d9%86%da%af%d9%87/">از اینجا بخوانید</a>) سخنان آقای مهاجرانی همیشه ارزش شنیدن دارند؛ چه رسد به زمانی که در کنار «فرخ نگهدار» قرار گیرد. من جلسه مشترک نقد و بررسی ویرایش دوم منشور جنبش سبز را یکی از آموزنده ترین جلسات گفت و گوی سبزها می‌دانم که تکرار و تداوم آن‌ها می‌تواند تحلیل‌های خام و ناپخته ما را تغییر دهد؛ پس به صورت مفصل به محتوای این جلسه خواهم پرداخت، با این حال موضوع این یادداشت من چیز دیگری است.</p>
<p>از شواهد پیداست که از این جلسه سخنرانی تنها یک عبارت کوتاه از جانب آقای مهاجرانی مورد توجه قرار گرفته است. آنجا که ایشان تاکید می‌کند به دلیل شناختی که از آقای خامنه‌ای دارد به سلامت اقتصادی او شهادت خواهد داد: «<span style="color:#3333ff;">خود من که از آغاز انقلاب در مجلس و دولت بودم؛ آیه‌الله‌خامنه‌ای را می‌شناسم و به عنوان منتقد وی اقرار می‌کنم که یک نقطه خاکستری نه تاریک در زندگی اقتصادی وی پیدا نمی‌شود</span>».</p>
<p>نخستین برداشت من از این عبارات یادآوری اخلاق سبزی بود که زمانی مدعی اش بودیم و به پشتوانه همان مخالفین خود را مورد عتاب قرار می‌دادیم. ما مدعی بودیم که هیچ کس حق ندارد بدون سند و مدرک به دیگران اتهامی وارد سازد. ما مدعی بودیم اظهارات احمدی نژاد در مناظره جنجالی خلاف اخلاق و خلاف قانون بود، چرا که هیچ کدام از اتهاماتی که او بر زبان راند به اثبات نرسیده بودند. ما مدعی بودیم احمد جنتی بی‌اخلاق و دروغگوست به این دلیل که از نماز جمعه برای طرح اتهام بی‌پایه و مدرک رشوه گرفتن سران جنبش از آمریکا استفاده کرد. اما با این همه ادعا، من تاکنون از فعالان سبز نشانه‌ای برای اثبات همخوانی ادعا و عملشان ندیده بودم. (البته بجز رهبران جنبش که خوشبختانه در همه زمینه‌ها سرآمد و الگو بودند) بسیاری از آنانی که خود را سبز می‌نامند عادت کرده‌اند که به صورت متقابل اتهامات اثبات نشده‌ای را به مسوولین حکومتی وارد سازند. گویا اصل ادبیات و منش حاکمیت مورد تایید است، تنها مشکل ما جهت دهی به این اتهامات و توهین‌هاست!</p>
<p align="justify">من با این شیوه مخالفم. من از آقای مهاجرای سپاسگزارم که در عمل نشان داد حساب مخالفت و حتی دشمنی، با حساب دروغ گویی و ادعای بی‌پایه و سند متفاوت است. من در مورد بسیاری از مسوولان حکومتی آنقدر سند و مدرک و ادله و شواهد دیده‌ام که نسبت به فساد اقتصادی آن‌ها تردیدی نداشته باشم. نمونه‌اش جناب رحیمی معاون احمدی‌نژاد. نمونه‌اش جناب کردان که یک عمر دروغ گفته بود و با مدرک جعلی حقوق گرفته بود. حتی خود محمود احمدی‌نژاد هم دست کم نسبت به میلیاردها دلاری که مجلس مدام از گم شدن آن‌ها خبر می‌دهد باید جوابگو باشد. (بماند که پرونده فساد مالی او در استان‌داری اردبیل همچنان مفتوح است و دادگاه هنوز به آن رسیدگی نکرده است) با این حال حتی در افشاگری‌هایی نظیر آنچه عباس پالیزدار انجام داد هم من تا کنون به رد پایی از شخص سیدعلی خامنه‌ای برخورد نکرده‌ام؛ پس در این زمینه هیچ گاه ادعایی مطرح نخواهم کرد. اما عطاءالله مهاجرانی گمان می‌کند که نزدیکی بیشتری با آقای خامنه‌ای داشته و اطلاع بیشتری از وضعیت ایشان دارد، پس یک گام به پیش می‌گذارد و نسبت به سلامت اقتصادی ایشان شهادت می‌دهد. من به این سطح از حفظ اخلاق در ضمن مخالفت و مبارزه احترام می‌گذارم.</p>
<p>ناگفته پیداست که نه گفته‌های آقای مهاجرانی به معنی تبریه و تطهیر رهبر نظام است و نه اساسا ایشان چنین هدفی دارند. فراموش نکنیم در همین گفت و گو جناب مهاجرانی شخص رهبر کشور را مسوول کشته شدن تمامی شهدای جنبش می‌داند: «<span style="color:#3333ff;">این به مصلحت کشور بود اگر آیت‌الله خامنه‌ای می‌پذیرفت که مجلس خبرگان وی را احضار کنند و ایشان بیایند پشت تریبون بایستند و از او سوال کنند که در فلان روز چه کسی دستور تیر داده و عده‌ای از جوانان کشته شدند؟ وی فرمانده کل قوا در کشور است و مامور انتظامی و نظامی نمی‌تواند بدون دستور تیر از مافوق خودش اقدام کند</span>».</p>
<p>من همیشه اعتقاد داشته‌ام تا زمانی که نشریه کیهان، با مدیریت شریعتمداری به این سبک از دروغ‌پردازی‌ها و لجن‌پراکنی‌های خود ادامه دهد، در راس نظام هیچ کس نمی‌تواند مدعی اخلاق‌مداری شود؛ چرا که شریعتمداری نماینده رهبری در موسسه کیهان است و اگر خلاف نظر آقایان حرفی می‌زند باید برکنار شود. در نقطه مقابل باور دارم که جنبش سبز هم مصون از این خطرات نیست. اگر فعالان این جنبش می‌خواهند همچنان مدعی اخلاق مداری باشند باید صراحتا تکلیف خود را با گروهی که به شایست یا ناشایست پلاکارد سبز در دست گرفته‌اند اما از هیچ گونه هتاکی و پرده دری ابایی ندارند پرهیز کنند. حاکمیت امروز گروهی امثال هتاکان و فحاشان به فایزه هاشمی را در درون خود پرورده و همچنان تحمل می‌کند. اگر جنبش سبز هم بخواهد گروه مشابهی را در داخل خود تحمل کند، به شخصه نه تنها هیچ گونه برتری و مزیتی به این جنبش نمی‌دهم، بلکه ترجیح می‌دهم از آن فاصله بگیرم که دست‌کم نام آزادی‌خواهی به چنین لکه‌هایی آلوده نشود. (خدا را شکر که امثال نیک آهنگ کوثر و سایت «خودنویس» ادعای سبز بودن ندارند. اما یک سری به سایت <a href="http://www.balatarin.com/">بالاترین</a> بزنید تا دقیقا متوجه شوید از چه جماعتی حرف می‌زنم)</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong><br />قصد داشتم تا در این یادداشت به محتوای اصلی سخنان آقایان مهاجرانی و نگهدار بپردازم، اما حجم بالای متن اجازه این کار را نداد. در یادداشت‌های بعدی به صورت مفصل به محتوای جلسه خواهم پرداخت.</p>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1808/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1808/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1808&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/07/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;توزیع نامتوازن تریبون، یا سهم خواهی با چماق رسانه</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/06/%d8%aa%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b9-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/06/%d8%aa%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b9-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Mar 2011 08:40:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/06/%d8%aa%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b9-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8</guid>
		<description><![CDATA[&#62; - دست کم یک هفته پیش از آنکه شورای هماهنگی راه سبز امید فراخوان شرکت در راهپیمایی 10 اسفند را صادر کند، گروهی دیگر طرح «سه شنبه‌های اعتراض» را مطرح کردند. گروهی که هرچند مدعی ارتباط با شورا بودند و از برخی عناوین و ابزارهای اطلاع رسانی برای ایجاد اعتبار و مشروعیت بهره می‌گرفتند،&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/06/%d8%aa%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b9-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1806&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div dir="rtl" align="justify">- دست کم یک هفته پیش از آنکه شورای هماهنگی راه سبز امید فراخوان شرکت در راهپیمایی 10 اسفند را صادر کند، گروهی دیگر طرح «سه شنبه‌های اعتراض» را مطرح کردند. گروهی که هرچند مدعی ارتباط با شورا بودند و از برخی عناوین و ابزارهای اطلاع رسانی برای ایجاد اعتبار و مشروعیت بهره می‌گرفتند، اما آشکارا ساز خود را کوک کردند و هرکجا که مسیر حرکتی شورای هماهنگی به سودشان نبود به راه خود رفتند. متاسفانه خودداری شورای هماهنگی در شفاف‌سازی پیرامون اعضای خود (به هر دلیل موجه یا غیرموجه) فضای لازم برای اینگونه خودسری‌ها و سوء استفاده‌ها را فراهم آورد. عجیب نبود که پس از ایجاد یک موج رسانه‌ای شورای هماهنگی هم در نهایت ناچار به تایید این حرکات شود.</p>
<p>- به دنبال بازداشت رهبران جنبش، عملا دستگاه سرکوب کار را به جایی رساند که رهبری اعتراضات از داخل کشور به خارج منتقل شد. دیگر هیچ فعال شناخته شده‌ای در داخل باقی نمانده است که دستگیر نشده باشد. اگر هم هست آنچنان در حصر و فشار به سر می‌برد که قدرت هرگونه تاثیرگزاری را از دست بدهد. طبیعی است که در چنین شرایطی هر یک از فعالین خارج‌نشین که به رسانه‌ای دسترسی داشته باشند مدعی هماهنگی (یا همان رهبری) جنبش می‌شوند. اسف‌بار آنکه میزان نفوذ و وزن این رهبران پرشمار را نه شایستگی، خردمندی، پیشینه و یا اهداف آن‌ها، که تنها و تنها عمق نفوذ و گستره رسانه‌هایشان تعیین می‌کند. چه کسی است که نداند هرچه مدعای یک فعال سیاسی جنجالی‌تر باشد بیشتر در صدر اخبار قرار خواهد گرفت؟ گویا دور باطل تندروی، شهرت و باز هم تندروی بار دیگر به راه افتاده است و این بار سد محکمی همچون رهبران هم پیش پای این روند وجود ندارد.</p>
<p>- روز هشت مارس، در تقویم‌های بین‌المللی روز جهانی زن به شمار می‌آید. به مدد رسانه‌های جهانی هر سال شمار بیشتری از ایرانیان از این مسئله مطلع می‌شوند. با این حال اگر کسی به من بگوید که زنان ایرانی (نه اکثریت آن‌ها، که حتی اقلیتی قابل اتکا) به این روز دلبستگی خاصی دارند پاسخ من تنها یک پوزخند خواهد بود. من دست کم تا کنون در چهار تجمع بزرگداشت 8مارس شرکت کرده‌ام و تنها به عنوان یک ناظر می‌گویم که بزرگترین آن‌ها و جنجالی‌ترینشان هم شبیه یک شوخی بود. البته دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی که معدود مدعیان فعالیت حقوق زنان مدت‌هاست راه استفاده از آن را یاد گرفته‌اند تصویر متفاوتی از این وقایع ارسال می‌کرد.</p>
<p>- این روزها در ازای هر یک بار مشاهده عبارت «جنبش کارگری» در رسانه‌های غیرحکومتی، می‌توان بیش از ده بار ترکیب «جنبش زنان» را مشاهده کرد. آن هم در شرایطی که هر روز اخبار تجمعات و اعتراضات خودجوش کارگری به صورت پراکنده به گوش می‌رسد و در هیاهوی «جنبش رسانه‌ای زنان» گم می‌شود. اما من حتی یک بارهم به یاد ندارم که بجز همین معدود فعالین رسانه‌ای، هیچ گروهی از زنان در هیچ کجای این کشور اعتراضی را سازمان‌دهی کنند که مطالباتی متناظر با اهداف ارایه شده از این تریبون‌ها را پی‌گیری کند. (شاید باید تعریف جنبش را در دانش‌نامه‌های سیاسی تغییر داد)</p>
<p>- از همان نخستین تجمعات اعتراضی جنبش سبز، آنچه دوست و دشمن را به حیرت واداشت حضور چشم‌گیر و فعال زنان معترض، دوش به دوش مردان سبز بود. حتی اگر از تمامی شواهد و خاطراتی که نشان از شجاعت‌های غیرقابل پیش‌بینی زنان در کف خیابان‌ها حکایت داشت چشم پوشی کنیم، باز هم ناچار به اعتراف خواهیم بود که زنان ایرانی دست کم بار نیمی از جنبش سبز را به دوش کشیده‌اند. این حقیقتی نیست که نیازمند به تایید و یا قابل انکار باشد. اما من باور دارم به همان میزان که سهم چشم‌گیر زنان در جنبش اعتراضی عریان و هویداست، به همان میزان نیز تلاش برای خط کشی میان اهداف این معترضین با مردان معترض آشکارا مزبوحانه، سودجویانه و فرصت طلبانه است. در شرایطی که حتی دستگاه سرکوب هم نگاه جنسیتی خود نسبت به معترضین را حذف کرده و همه را با یک چماق و گلوله سرکوب می‌کند، گروهی پیدا شده‌اند تا با ادعای دفاع از حقوق زنان، بزرگترین تبعیض جنسیتی را وارد ساختار جنبش سبز کرده و دیواری بلند میان اتحاد معترضین بنا کنند.</p>
<p>- هشتم مارس برای من هیچ روز خاصی نیست. مبارزات تاریخی زنان برای رفع تبعیض و کسب حقوق اولیه خود، در هرکجای جهان که بوده همواره مورد احترام است. مرزهای سیاسی نمی‌تواند میان آزادی خواهان جهان فاصله‌ای همیشگی ایجاد کند. با این حال دغدغه امروزین من کشورم و جامعه به نسبت کوچکی است که در آن زندگی می‌کنم. اینجا زنان دوش به دوش مردان پا به خیابان می‌گذارند و به همان میزان از خودگذشتگی نشان می‌دهند. اینجا جایی برای «من»ها وجود ندارد. اینجا مردان موسوی و کروبی را رهبران خود نمی‌دانند بدین دلیل که مرد اند و زنان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی را نمی ستایند، بدین دلیل که زن هستند. ما همه یکی هستیم، فارغ از جنسیت، قومیت، زبان و مذهب.</p>
<p>- من سهم‌خواهی‌های مصرانه معدود چهره‌های رسانه‌ای را با ادعای دفاع از حقوق زنان همچون حبابی بر آب می‌دانم که هیچ ریشه و پایگاهی در عمق جامعه ایرانی ندارد. من حمایت بسیاری از سودجویان دیگر از این سهم‌خواهی‌ها را تنها ناشی از فرصت‌طلبی آنان می‌دانم که سوار موجی شده‌اند تا بهره‌ای گذرا ببرند. از این جماعت اگر کسی دلش برای جنبش سوخته بود بهتر بود روزی برای پیوند با فعالان کارگری طرح ریزی می کرد. آنانی که مدت‌هاست خود برای احقاق حقوقشان دست به اعتراض و مقاومت زده‌اند، اما در داخل جنبش سبز هیچ کس به جز شخص میرحسین موسوی به آن ها توجه نکرد. گستره کم نظیری از یک اجتماع تاثیرگذار و البته متحد از کارگران، تنها و تنها به این دلیل که هیچ چهره رسانه‌ای در آن سوی مرزهای کشور ندارند نادیده گرفته می‌شوند و در مقابل یک جریان رسانه‌ای به میل خود و به مصلحت خود جنبشی مجازی را تصویر می‌کند که حتی تصور حباب تهی و زودگذرش هم کمی دشوار است.</p>
<p>- من درک می‌کنم که شورای هماهنگی چرا باید در نهایت اسیر فشارهای همه جانبه برای دعوت به راهپیمایی 17 اسفند شود. با این حال تردید ندارم تا زمانی که این شورا نخواهد و یا نتواند در مورد اعضای خود (دست کم اعضای خارج نشین خود) شفاف‌سازی کند و تا زمانی که این شورا یاد نگیرد که به گروه‌های مختلف، به میزان وزن واقعی آن‌ها در داخل کشور بها دهد، تداوم این سبک از رهبری تنها به تضعیف و فرسایش جنبش منتهی خواهد شد.</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong><br />هنوز از یاد نبرده‌ام که چگونه یکی از این فعالین تلاش می‌کرد حتی شهدای جنبش را هم به سود خود مصادره کند. در این مورد یادداشت «<a href="http://divanesara2.blogspot.com/2010/06/blog-post_20.html">چه کسی میراث‌خوار «ندا»ست خانم صدر؟</a>» را بخوانید.</div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1806/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1806/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1806&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/06/%d8%aa%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b9-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%87%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;همه آزاد به دنیا می‌آییم</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/05/%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/05/%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Mar 2011 09:49:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[همه حقوق برای همه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/05/%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85</guid>
		<description><![CDATA[&#62; معرفی بحث: «اعلامیه جهانی حقوق بشر» به خودی خود یک پیمان‌نامه الزام‌آور نیست. در واقع خود این اعلامیه به تنهایی هیچ بار حقوقی ندارد و کشورهای پذیرنده را ملزم به رعایت اصول آن در قوانین خود نمی‌سازد. با این حال این اعلامیه به پشتوانه میثاق‌هایی بین‌المللی برای اعضایش به صورت الزام‌آور درآمد تا بار&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/05/%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1804&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div dir="rtl" align="justify"><strong><span style="color:#3333ff;">معرفی بحث</span></strong>: «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%D8%B4%D8%B1#cite_note-part2ch4-0">اعلامیه جهانی حقوق بشر</a>» به خودی خود یک پیمان‌نامه الزام‌آور نیست. در واقع خود این اعلامیه به تنهایی هیچ بار حقوقی ندارد و کشورهای پذیرنده را ملزم به رعایت اصول آن در قوانین خود نمی‌سازد. با این حال این اعلامیه به پشتوانه میثاق‌هایی بین‌المللی برای اعضایش به صورت الزام‌آور درآمد تا بار حقوقی بیابد. «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C">میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی</a>» با همین هدف به وجود آمد و دولت ایران نیز آن را در سال 1347 پذیرفت و در سال 1354 به تصویب مجلس رساند. بدین ترتیب کشور ایران خود را از لحاظ حقوقی متعهد به اجرای مفاد این میثاق الزام‌آور کرد. هرچند در جریان انقلاب سال 57، نظام حکومتی ایران تغییر کرد، با این حال به دلیل پابرجا ماندن شخصیت حقوقی «دولت ایران» تمامی تعهدات بین‌المللی نظام قبلی به نظام جدید منتقل شد. به ویژه اینکه نظام جدید نه تنها خروج خود از این تعهدات بین‌المللی را اعلام نکرد، بلکه در سال 1361 نخستین گزارش دوره‌ای خود را تقدیم کمیته حقوق بشر نمود. (در این مورد یادداشتی کامل و آموزنده را <a href="http://babazm.rozblog.com/post2.php">از اینجا بخوانید</a>)</p>
<p>بحث حقوقی رابطه تعهدات بین‌المللی کشور ما با قوانین داخلی، بحثی پیچیده و تخصصی است که من نه قصد و نه توان پرداختن به آن را دارم. با این حال در مجموعه یادداشت‌های «همه حقوق برای همه»، تنها به این مسئله خواهم پرداخت که مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر تا چه حد ظرفیت اجرا در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را دارند. کدام بندهای قانون این مواد را تایید می‌کند و کدام بندها با مفاد این اعلامیه در تضاد قرار دارند. پیش از ورود به این بحث پیشنهاد می‌کنم گفت و گویی را که چند سال پیش در همین موضوع با «دکتر سیف زاده» انجام دادم بخوانید. (<a href="http://divanesara2.blogspot.com/2009/01/blog-post_2551.html">از اینجا</a>)</p>
<p><a href="http://www.youthforhumanrights.org/downloads/quicktime/YHRI_Human_Right_01.mov">ماده ۱:</a> <span style="color:#3333ff;">تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند</span>.</p>
<p><strong>اصولی از قانون اساسی که این ماده را تایید می‌کنند:</strong></div>
<p><strong>
<div dir="rtl" align="justify"></strong><a href="http://fa.wikisource.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D8.A7.D8.B5.D9.84_.DB.B3">اصل سوم قانون اساسی </a>در 16 بند وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران را تعیین می‌کند. در بند نهم می‌خوانیم: «<span style="color:#3333ff;">رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه‏های مادی و معنوی</span>». همچنین در بند 14 از همین اصل نیز دیگر وظیفه دولت را می‌خوانیم: «<span style="color:#3333ff;">تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون</span>».</p>
<p><strong>اصولی از قانون اساسی که این ماده را نقض می‌کنند:</strong></div>
<div dir="rtl" align="justify"><strong><br /></strong>ماده نخست اعلامیه جهانی حقوق بشر کمی کلی است. این ماده با جزییات دقیق‌تر در مواد دیگر این اعلامیه تکرار شده است. در واقع ماده نخست، روح کلی اعلامیه را مطرح کرده است و مواد دیگر نیز به آن پرداخته‌اند. اگر بخواهیم موارد نقض ماده یک را در قانون اساسی ایران بررسی کنیم، باید تمامی موارد نقض اعلامیه حقوق بشر را فهرست کنیم. ترجیح می‌دهم این کار را به یادداشت‌های آینده و بررسی مواد جزیی‌تر این اعلامیه واگذار کنم. در اینجا تنها یادآور می‌شوم در برابر دعوت به «برادری» در اعلامیه جهانی حقوق بشر، قانون اساسی جمهوری اسلامی در بند 15 از اصل سوم خود از «برادری اسلامی» یاد می‌کند: «<span style="color:#3333ff;">توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم</span>». از این پس هم به مرور خواهیم دید که این قید «اسلامی» پسوندی همیشگی در قانون اساسی ماست که تمامی حقوق را مشروط کرده است.</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong><br />برای پی‌گیری مجموعه یادداشت‌هایی که به بررسی ظرفیت های اعلامیه جهانی حقوق بشر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می پردازند به بخش «همه حقوق برای همه» مراجعه کنید.</div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1804/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1804/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1804&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/05/%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.youthforhumanrights.org/downloads/quicktime/YHRI_Human_Right_01.mov" length="0" type="video/quicktime" />
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>&gt;نگاهی به مجموعه داستان «چیزها»</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%c2%ab%da%86%db%8c%d8%b2%d9%87%d8%a7%c2%bb/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%c2%ab%da%86%db%8c%d8%b2%d9%87%d8%a7%c2%bb/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Mar 2011 17:57:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%c2%ab%da%86%db%8c%d8%b2%d9%87%d8%a7%c2%bb</guid>
		<description><![CDATA[&#62; معرفی: عنوان: چیزها نویسنده: پیمان چهرازی ناشر: افراز نوبت چاپ: چاپ اول، 1389 110 صفحه؛ 2500 تومان یک ایده خوب با پرداختی پریشان «چیزها» یک ایده خوب است. مجموعه داستانی برای همان «چیزها»ی ساده‌ای که در اطراف ما قرار دارند. دستمایه‌هایی طبیعی که گرداگرد ما جمع شده‌اند و شاید در نگاه نخست به چشم&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%c2%ab%da%86%db%8c%d8%b2%d9%87%d8%a7%c2%bb/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1803&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;<a href="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXEpVHySM0I/AAAAAAAABIk/VIvRfsQl-58/chizha.jpg"><img border="0" alt="" src="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXEpVHySM0I/AAAAAAAABIk/VIvRfsQl-58/chizha.jpg" /></a> <strong>معرفی: </strong></p>
<div align="justify"></div>
<div align="justify"><strong>عنوان:</strong> <a href="http://foroosh.1000ketab.com/index.php/ketab/story/-306.html">چیزها</a></div>
<div align="justify"><strong>نویسنده:</strong> پیمان چهرازی</div>
<div align="justify"><strong>ناشر: </strong>افراز</div>
<div align="justify"><strong>نوبت چاپ:</strong> چاپ اول، 1389</div>
<div align="justify">110 صفحه؛ 2500 تومان</div>
<div align="justify"></div>
<div align="justify"></div>
<div align="center"><span style="font-size:130%;"><strong>یک ایده خوب با پرداختی پریشان </strong></span></div>
<div align="center"><span style="font-size:130%;"><strong></div>
<p></strong></span>
<div align="justify">«چیزها» یک ایده خوب است. مجموعه داستانی برای همان «چیزها»ی ساده‌ای که در اطراف ما قرار دارند. دستمایه‌هایی طبیعی که گرداگرد ما جمع شده‌اند و شاید در نگاه نخست به چشم نیایند. دقیق شدن در این «چیزها» نگاهی هنرمندانه می‌خواهد که «پیمان چهرازی» در مجموعه نشان می‌دهد از آن برخوردار است. با این حال اگر فرض کنیم پرداختن به «چیزها» ایده اولیه این مجموعه داستان بوده است، پس باید بپذیریم که نویسنده به طرح نخستین خود پایبند نمانده و در پرداخت کار دچار پریشانی‌های بسیاری شده است. </div>
<div align="justify">از میان 27 داستان کوتاهی که در «چیزها» گرد هم آمده‌اند، احتمالا 12 داستان «تندیس»، «کفش»، «چهار راه»، «دندان»، «قربانی»، «تلویزیون»، «سیگار»، «یادگاری»، «پشت بام»، «پول»، «قلب» و «تاس» متناسب‌ترین داستان‌ها با عنوان مجموعه هستند. داستان‌هایی که به واقع در مورد اشیاء اطراف ما نگاشته شده و پا را هم از همین محدوده فراتر نگذارده‌اند. (البته داستان «تاس» به صورت مستقیم حول موضوع «تاس» شکل نگرفته است) پس از این دوازده مورد، می‌توان به 13 داستان «فردا»، «کار»، «سفر»، «مرگ»، «دوست»، «حسرت»، «رفت و آمد»، «بازی»، «اتفاق»، «رنگ و رو»، «جمع زنانه»، «چهره» و «وهم» اشاره کرد که نامشان برگرفته از «چیزها» نیست و بیشتر به مفاهیمی انتزاعی اشاره دارد، اما چه از نظر انتخاب عنوان داستان و چه در پیوند روایت با موضوع کاملا با 12 داستان نخست هم خانواده هستند. </div>
<div align="justify">در تمامی این داستان‌ها نویسنده به دو اصل پایبند باقی مانده است. نخست اینکه گفتن و نوشتن از موضوعات و دستمایه‌های ساده اطراف ما، به پرگویی و اطاله کلام نیازی ندارد. اتفاقا ایجاز در چنین مواردی بهترین انتخاب ممکن خواهد بود. وقتی به خاطر بیاوریم 27 داستان مجموعه در کمتر از 108 صفحه جای گرفته‌اند، به خوبی در خواهیم یافت که حجم هر داستان چقدر کم است. در گام دوم، نویسنده متناسب با همین حجم و دستمایه، فضایی ساکت و ساکن را به تصویر می‌کشد که همچون روحی مشترک میان داستان‌ها به چشم می‌آید. داستان‌هایی به چنین کوتاهی امکان چندانی برای فراز و فرود ندارند و نویسنده نیز تلاشی بدین منظور از خود نشان نداده است. اجسام بی‌جان به خودی خود آنچنان سرد و بی‌هیجان هستند که در توصیفشان هم بخواهیم به چنین اصلی پایبند بمانیم. اما این ایده کلی دست کم در دو مورد مخدوش می‌شود. </div>
<div align="justify">به باور من نامگزاری، ویژگی برجسته مجموعه «چیزها» است. با این حال این روند کلی در «امید و آرزو» به هم می‌خورد. این داستان به جای اینکه محوریت را به یک «چیز» و یا یک مفهوم انتزاعی (نظیر «حسرت») بدهد، به ارتباط میان دو نفر با نام‌های امید و آرزو می‌پردازد. من نمی‌دانم چرا نویسنده به ناگاه چنین تغییری در نامگزاری این داستان ایجاد کرده و برای نمونه چرا نام آن را «رابطه» نگذاشته است؟ اما اگر ناهمگونی این داستان با کلیت مجموعه تنها به شیوه نامگزاری‌اش باز گردد، کار در داستان «ظلمات» به ناگاه بالا گرفته و اساس داستان در فضایی «سور رئال» شکل می‌گیرد. فضایی که نه از حیث محتوا و نه از جنبه روایت هیچ گونه همخوانی و مشابهتی با دیگر داستان‌های مجموعه ندارد. من با هیچ منطقی نمی‌توانم درک کنم داستانی تا بدین حد موهومی در میان مجموعه‌ای از «چیزها» چه می‌کند؟ </div>
<div align="justify">از محتوا و نامگزاری‌ها که بگذریم، زبان مجموعه، زبانی ساده و بی‌آزار است. سادگی این متن هم تناسب قابل قبولی با ساختار مجموعه دارد و به یکدستی آن می‌افزاید. با این حال در این مورد هم یک نمونه تغییر غیرقابل درک به چشم می‌خورد. نویسنده در داستان «یادگاری» (که آن را به «صادق هدایت» تقدیم کرده است<span style="color:#3333ff;">*</span>) به ناگاه به شکسته نویسی روی می‌آورد که نه تنها لزومش درک نمی‌شود، که اساسا ضربه‌ای سنگین به متن وارد می‌کند: </div>
<div align="justify">«<span style="color:#3333ff;">کلی طول کشید که این کار فکسنی رو پیدا کردم که کمی پول عایدم کنه. حرفای مادر تو گوشم مونده بود که مرد باید کار کنه و پول در بیاره. بعد هم کلی، تا آلونکی که از چشم زوجای جوونی که دست تو دست هم آینده پر شورشون رو نجوا می‌کردن پنهون بشم. و بعد صبح می‌شد که نشونه ش پیدا شدن دوباره نور بود</span>» .</div>
<div align="justify">در نهایت می‌توانم بگویم داستان‌های مجموعه «چیزها» هیچ کدام ویژگی برجسته‌ای ندارند. همه آن‌ها در سطح متوسط، گاه ضعیف‌تر و گاه نیز کمی بهتر قرار می‌گیرند. اما اگر در کلیت مجموعه نسبت به چنین ناهمخوانی هایی دقت بیشتری به کار می‌رفت، من نتیجه را بسیار مثبت‌تر می‌پنداشتم، هرچند همین حالا هم می‌توانم خواندن «چیزها» را پیشنهاد کنم.</p>
<p><strong>پی نوشت:</strong><br /><span style="color:#3333ff;">* </span>تقدیم یک داستان از خصوصی‌ترین اختیارات نویسنده است و هیچ گونه جای بحث و نقدی ندارد. با این حال تصور می‌کنم اگر من قرار بود یکی از داستان‌های این مجموعه را به «فرانتس کافکا» تقدیم کنم، به جای داستان «تندیس» که نویسنده آن را تقدیم کرده، داستان «ظلمات» را به او تقدیم می‌کردم.</p>
<p>دو نگاه متفاوت به این مجموعه را <a href="http://www.madomeh.com/blog/1389/09/17/nagde-chizha/">از اینجا </a>و <a href="http://pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=317">اینجا بخوانید</a>. </div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1803/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1803/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1803&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%c2%ab%da%86%db%8c%d8%b2%d9%87%d8%a7%c2%bb/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://lh4.googleusercontent.com/_ak6zSDKnMrg/TXEpVHySM0I/AAAAAAAABIk/VIvRfsQl-58/chizha.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>&gt;هنر خیابانی</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/03/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/03/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Mar 2011 16:13:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[دریچه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/03/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c</guid>
		<description><![CDATA[&#62; من در مورد هنر خیابانی اطلاعات چندانی ندارم. دقیقا منظورم هنر گرافیت خیابانی است. با این حال گاه و بی گاه به آثاری از این دست در گوشه و کنار شهر برخورد می کنم و هربار از دیدنشان لذت می برم. تا آنجا که متوجه شدم این هنر مدرن در کشور ما دست کمی&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/03/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1802&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div style="text-align:justify;">من در مورد هنر خیابانی اطلاعات چندانی ندارم. دقیقا منظورم هنر گرافیت خیابانی است. با این حال گاه و بی گاه به آثاری از این دست در گوشه و کنار شهر برخورد می کنم و هربار از دیدنشان لذت می برم. تا آنجا که متوجه شدم این هنر مدرن در کشور ما دست کمی از همتایان پیشرفته و بنیانگزاران اروپایی خود ندارد. دست کم من، با نگاه آماتور خودم گمان می کنم که آثار ایرانی کاملا قابل مقایسه و رقابت با همتایان اروپایی است. از دو تصویر زیر، تصویر نخست مربوط به خیابان ولی عصر، حوالی پارک ساعی است و دیگری به حوالی چهار راه ولی عصر تعلق دارد. با راهنمایی یکی از دوستان رد پای تصویر اول را در یک صفحه فیس بوکی پیدا کردم که به گروه «ICY» تعلق دارد. (<a href="http://www.facebook.com/#%21/ICY.IRAN">از اینجا ببینید</a>) ناگفته پیداست که من تصویر را از سایت این دوستان برنداشتم و عکس را خودم گرفتم و به سبک خودم هم آن را امضا کردم <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </div>
<p><a href="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-1-k1.jpg"><img src="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-1-k1.jpg?w=225" alt="" border="0" /></a>
<div style="text-align:center;">(برای دیدن تصویر بزرگ <a href="https://sites.google.com/site/divanesara2/home/daricheh/Honarkhiabani-1-b.jpg?attredirects=0">اینجا کلیک کنید</a>)</p>
</div>
<p><a href="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-2-k1.jpg"><img src="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-2-k1.jpg?w=225" alt="" border="0" /></a>
<div style="text-align:center;">(برای دیدن تصویر بزرگ <a href="https://sites.google.com/site/divanesara2/home/daricheh/Honarkhiabani-2-b.jpg?attredirects=0">اینجا کلیک کنید</a>)</div>
<div dir="rtl" style="text-align:right;"><span style="font-weight:bold;">پی نوشت:</span><br />در مورد این هنر یک مطلب می توانید <a href="http://www.aftab.ir/lifestyle/view/112576/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C">از اینجا بخوانید</a> و یک وبلاگ فعال در این زمینه را <a href="http://tehranunderground.blogfa.com/">از اینجا ببینید.</a></div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1802/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1802/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1802&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/03/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-1-k1.jpg?w=225" medium="image" />

		<media:content url="http://divanesara.files.wordpress.com/2011/03/honar2bkhiabani-2-k1.jpg?w=225" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>&gt;چه می‌خواستیم؟ &#8211; برنامه زنان</title>
		<link>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/02/%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/02/%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Mar 2011 12:59:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arman605</dc:creator>
				<category><![CDATA[چه می خواستیم؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://divanesara.wordpress.com/2011/03/02/%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86</guid>
		<description><![CDATA[&#62; ارتقای امنیت انسانی، حقوقی و قضایی زنان، از طریق: 1- بازنگری کلیه قوانین و مقررات تبعیض آمیز وناعادلانه از طریق ارایه لوایح لازم. 2- اجرای اصول معطل قانون اساسی و پیگیری اصلاح قوانین و مقررات مغایر با اهداف وآرمان های آن قانون راجع به زنان . 3- تهیه و اجرای برنامه جامع توانمندسازی و&#160;&#8230; <a href="http://divanesara.wordpress.com/2011/03/02/%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/">بیشتر&#160;بخوانید</a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1801&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&gt;
<div dir="rtl" align="justify"><strong><span style="color:#3333ff;">ارتقای امنیت انسانی، حقوقی و قضایی زنان، از طریق:</span></strong></div>
<div dir="rtl" align="justify">1- بازنگری کلیه قوانین و مقررات تبعیض آمیز وناعادلانه از طریق ارایه لوایح لازم.</div>
<div dir="rtl" align="justify">2- اجرای اصول معطل قانون اساسی و پیگیری اصلاح قوانین و مقررات مغایر با اهداف وآرمان های آن قانون راجع به زنان .</div>
<div dir="rtl" align="justify">3- تهیه و اجرای برنامه جامع توانمندسازی و حمایت از حقوق زنان در ابعاد حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی .</div>
<div dir="rtl" align="justify">4- کمک به ارتقای امنیت قضایی زنان و دسترسی بیشتر آنان به سازوکارهای دادرسی عادلانه، بی‌طرف و سریع از طریق تعامل با سایر قوا .</div>
<div dir="rtl" align="justify">5- تهیه و اجرای برنامه جامع رفع خشونت علیه زنان، از طریق اتخاذ تدابیر قانونی، بازدارنده و حفاظتی – حمایتی.</div>
<div dir="rtl" align="justify">6- حمایت همه جانبه از زنان زندانی و خانواده‌های زندانیان .</div>
<div dir="rtl" align="justify">7- حمایت از تأمین آزادی و امنیت لازم برای رشد تشکل‌های اجتماعی در زمینه صیانت از حقوق زنان .</div>
<div dir="rtl" align="justify">8- حمایت از کرامت انسانی زنان و دختران و صیانت از حریم خصوصی افراد و پرهیز از امنیتی و پلیسی کردن مسایل فرهنگی .</div>
<div dir="rtl" align="justify">9- رفع موانع پیش روی فعالان حوزه زنان (در چارچوب حقوق، حرمت و آزادی‌های مصرح در قانون اساسی).</div>
<div dir="rtl" align="justify">10- پیگیری حسن اجرای مفاد اسناد و موازین بین المللی الحاقی در خصوص حقوق انسانی زنان و تلاش برای الحاق به کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان با رعایت مقتضیات مذهبی و ملی.</div>
<div dir="rtl" align="justify">11- الحاق به پروتکل الحاقی کنوانسیون پالرمو درخصوص مبارزه با قاچاق زنان وکودکان.</div>
<div dir="rtl" align="justify">12- نظارت بر فراهم کردن حمایت‌های قانونی، مشاوره‌های اجتماعی و مددکاری برای صیانت از کیان خانواده.</div>
<div dir="rtl" align="justify">13- ایجاد صندوق حمایت خانواده.</div>
<div dir="rtl" align="justify">14- جلب مشارکت و حمایت سازمان‌های غیردولتی برای پیشبرد برنامه‌های مربوط به خانواده.</p>
<p><strong><span style="color:#3333ff;">ارتقاء بهره‌وری سرمایه انسانی زنان، از طریق:</span></strong></div>
<p><strong><span style="color:#3333ff;">
<div dir="rtl" align="justify"></span></strong>1- منع و لغو هرگونه سهمیه‌بندی جنسیتی و بومی گزینی در گزینش دانشجویان دختر در ورود به دانشگاه ها و در تمام مقاطع تحصیلی.</div>
<div dir="rtl" align="justify">2- تقویت مهارت‌های زنان متناسب با نیازهای جامعه و تحولات فناوری، بویژه زنان خانه‌دار.</div>
<div dir="rtl" align="justify">3- اختصاص اعتبارلازم برای رفع محرومیت‌ها وتضمین دسترسی دختران به امکانات و فرصت‌های برابر آموزشی بویژه در مناطق کمتر توسعه یافته.</div>
<div dir="rtl" align="justify">4- افزایش سطح کارآیی و ارتقای مهارت‌های شغلی زنان به ویژه از طریق آموزش‌های کوتاه مدت و ضمن خدمت.</div>
<div dir="rtl" align="justify">5- ارتقای دانش و آگاهی زنان روستایی در زمینه مکانیزه کردن کشاورزی و دامداری.</div>
<div dir="rtl" align="justify">6- فراهم سازی زمینه آموزش‌های غیر رسمی زنان متناسب با فرصت‌های شغلی و نیاز بازار کار.</div>
<div dir="rtl" align="justify"> </div>
<p>
<div dir="rtl" align="justify"><strong>پی‌نوشت: </strong></div>
<div dir="rtl" align="justify">برای پی گیری مجموعه یادداشت هایی که به بررسی و تشریح «<a href="https://sites.google.com/site/divanesara/Home/President.pdf?attredirects=0&amp;d=1">برنامه دولت امید</a>» می پردازند به بخش «<a href="http://divanesara2.blogspot.com/search/label/%DA%86%D9%87%20%D9%85%DB%8C%20%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%9F">چه می خواستیم؟</a>» مراجعه کنید</div>
<div class="blogger-post-footer">
<p style="text-align:left;"><a href="https://www.google.com/reader/view/feed/http://feeds2.feedburner.com/divanesara" target="_blank">برای پیگیری خوراک وبلاگ، کلیک کنید</a></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/divanesara.wordpress.com/1801/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/divanesara.wordpress.com/1801/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=divanesara.wordpress.com&amp;blog=1661110&amp;post=1801&amp;subd=divanesara&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://divanesara.wordpress.com/2011/03/02/%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/ad93c694478d7d65d2d5c5e019b42d72?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرمان</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
