>انتخاب
> نمی فهمیدم؛ من این حرف ها را نمی فهمیدم، این حرف ها توی گوش من نمی رفت، این اداها، این اصول ها، این فیلم ها، این «گندم» برای خودش یک پا هنرپیشه بود، آخر چطور می توانست دستش را بگذارد توی دست کسی که معلوم نبود تا حالا دست چند نفر را گرفته بود، … بیشتر بخوانید
>سنت باستانی گداپروری
> این زیر طبقه بزرگ (پرولتری*) و مستاصل هنگامی که به تمامی شهرنشین شد هر نوع خواست برای بازگشت به جایگاه مالکان خرد را از دست داد و اغلب توسط فرقه های اشرافیت علیه پروژه های اصلاحات کشاورزی و مورد حمایت مزرعه داران آسیدویی** مورد سوء استفاده قرار می گرفت. سرانجام جایگاه استراتژیک آن در … بیشتر بخوانید
>زمین سوخته
> غروب چراغ های شهر روشن نمی شود. مردم انگار که از زمین جوشیده باشند از خانه ها بیرون ریخته اند. صدای رادیوها بلند است. انگار که هجوم هواپیماهای عراقی به کشور مردم را به همدیگر نزدیک کرده است. همه بی هیچ آشنایی قبلی با گرمی از همدیگر استقبال می کنند و هیجان زده از … بیشتر بخوانید