>هفت دقیقه تا پاییز

> چقدر تلخ است، همچون زهرآب. چقدر تلخ، همچون حقیقت. «هفت دقیقه تا پاییز» را می گویم. روایتی ساده و روان همچون زندگی. با همه پیچیدگی ها و فراز و نشیبی که در عین سادگی دارد. با ابهاماتی که باید داشته باشد و گریزی از آنها نیست. با لبخندهایی که گذری است و اشک هایی … بیشتر بخوانید

>«هیچ» و توسعه نامتوازن جامعه ایرانی

> فیلم «هیچ» را برای دومین بار دیدم. باور دارم که این فیلم یکی از شاهکارهای سینمای ایرانی، دست کم طی یک دهه گذشته است. شاید در حضور فیلم هایی نظیر «درباره الی» چنین ادعایی کمی گزاف به نظر آید، اما برای من حکایت «هیچ» روایت متفاوتی بود از جامعه ایرانی. در نگاه اول فیلم … بیشتر بخوانید

>انسان

> «انسان از آن چیزی که بسیار دوست می دارد خود را جدا می سازد. در اوج تمنا، نمی خواهد. دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد. امیدوار است اما امیدوار است که امیدوار نباشد. همواره به یاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند». هامون – داریوش مهرجویی … بیشتر بخوانید

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.